محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

472

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و اجراى افعال حواسّ ظاهره و حركات اراديه مىگردند و همهء اين‌ها باعث تحليل ارواح و قوا و حرارت غريزيه و ضعف و يبس دماغ‌اند به سبب تحليل رطوبت و ضعف هضم به سبب عدم ميل حرارت به سوى باطن . و چون هضم نيكو نيافت و غذا حاصل نگشت براى بدن و بدل ما يتحلّل ، البتّه موادّ مجتمعه در بدن به تدريج نيز تحليل مىيابند . و خواب روز ، ردى است : به جهت آن كه روح ، جوهرى است صافى نورانى [ و ] شبيه به اجسام سماويه و انوار آن‌ها ، بلكه الطف و انور از آن‌ها . و لهذا چون انوار را بيند و مشاهده نمايد ، به حكم مناسبت و مجانست و جنسيت « الجنس مع الجنس الى الجنس يميل » ، ميل به ظاهر مىنمايد ؛ به سبب ضوء شمس و روشنى آن و در خواب بايد كه روح ميل به باطن نمايد بالتّمام تا خواب غرق حاصل گردد ، و [ حال آن كه ] در روز به سبب اضوا ، آن امر حاصل نمىگردد بلكه دمى ميل به باطن مىنمايد و دمى ميل به ظاهر و باعث تشويش و تَمَلمُل و تحير و اضطراب مىگردد ؛ و همين خود ردائت و اضطراب و سوء حال طبيعت است و باعث : فساد رنگ بدن به سبب ؛ عدم تحليل فضول و اختلاط آن‌ها با خون و احتباس آن‌ها تحت جلد است . و [ جهت ديگر آن كه ] براى كمون و خفاء خون و روح در حالت خواب به سوى باطن و غلظت خون به سبب فقدان حركت ملطّفهء مرقّقهء خون و صاف كنندهء آن ، غلظت و كثافت خون ، آيل به سوداء و امراض سوداوى است و لهذا مضرّ به طحال است ؛ زيرا كه طحال به سبب مناسبت ، جاذب اخلاط غليظه است به سوى خود و اجتماع آن‌ها در آن و حصول امراض آن به سبب اجتماع و فساد آن در آن . و نيز به سبب فساد هضم و اجتماع رطوبات در معده و فم آن و صعود ابخرهء فاسده و اجزاء لطيفهء آن‌ها به دماغ ، باعث بخر و بدبويى دهان است . و نيز به سبب كثرت توليد رطوبات و عدم تحليل و احتباس آن‌ها ، باعث استرخاء و سستى قواى نفسانيه است تمامى ؛ به جهت آن‌كه آن رطوبات و فضلات باعث ابتلال